سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
375
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
ورزيده است و از آنجا به مصر كوچ كرده و تا هنگام مرگ در آن سرزمين به سر برده است . « شافعى » مراتب علمى را از « انس بن مالك » و مراتب حديثى را از « محمد بن شيبانى » فرا گرفته است . از خود او نقل است كه قرآن را در سن هفت سالگى و « مؤطا » را در سن ده سالگى به خاطر سپرده است . « شافعى » تمايل شديدى نسبت به تشيع داشت . « 1 » چندان كه در يكى از روزها مردى نزد او آمد و مسألهاى پرسيد ، « شافعى » او را پاسخ داد . آن مرد گفت : در پاسخى كه دادى بر خلاف فرمايش على بن ابيطالب عليه السلام فتوا دادى ! « شافعى » گفت : تو فتواى على عليه السلام را اثبات كن تا من صورت بر خاك نهم و بگويم اشتباه كردهام . و به خطاى خود اعتراف كنم و طبق فرمايش على عليه السلام ، فتوا دهم ! گواه ديگر اينكه در يكى از روزها ، وارد مجلسى شد كه بعضى از علوىها در آن مجلس حضور داشتند . « شافعى » ساكت نشست . هنگامى كه علت سكوتش را سؤال كردند ، در پاسخ گفت : در مجلسى كه يكى از آنها حضور داشته باشد ، مرا حق سخن نيست و آنها به اين كار سزاوارترند . رياست و فضل درخور آنهاست . گواه سوم اينكه شخصى با « شافعى » ملاقات كرد و پرسيد : در حق على عليه السلام چه مىگوئى ؟ در پاسخ گفت : چه گويم دربارهء مردى كه دوستان او از ترس دشمنانشان ، مناقب و فضائل او را كتمان كردند و دشمنان از راه كينهورزى ، مناقب او را كتمان نمودند ، در حالى كه مناقب و فضائل او به اندازهاى است كه خاور و باختر جهان را پر كرده است . « شافعى » علاوه بر ويژگيهائى كه داشت اشعارى نغز مىسرود و از اوست : اذا فى مجلس ذكروا عليّا و شبليه و فاطمه الزكيّه يقال تجاوزوا يا قوم هذا فهذا من حديث الرافضيه
--> « 1 » « ابن نديم » شافعى را شيعه دانسته و مىگويد : « و كان الشافعى شديدا فى التشيع » و سپس قرائنى را كه در متن به آن اشاره شده آورده است و مىگويد از اينها بوى تشيع به مشام مىرسد . ( ويراستار )